X
تبلیغات
رایتل
قاصدک می آید...

 

بامدادان که می گیرد،   

سایه سار درختان را   

به رنگ سپیدی صبح 

... 

می آید

...

در آن هنگام که شبنم،

از لحاف گلبرگ بر می خیزد 

... 

نوایی

...
از لابه لای خشکیده و سرد ِبرگ ها  
 

آرام و دل انگیز..!   

می آید، صدای پا.!

... 
آرام، آرام ؛ 

قاصدک می آید ...!!  

 سلام...با این شعر بالایی متوجه شدید که یعنی من اومدم

تشکر از تمامی دوستانی که جویای حالم بودند. 

اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید"سلامتی برقرار و  

عمری را به دعاگویی وجودتان مشغول میباشیم!

یادِ ایامی افتادم که هنوز از چت و مت و اینتر و اونتر خبری نبود و  

بوسیله نامه خبررسانی میکردیم 

خب.اینم از پست جدید که غرض از مزاحمت فقط  

خبر اتمام سفر و اطلاع رسانی بود و ولاغیر!!  

پ.ن(1) واقعاً که زاینده رود زنده شد.باور کنید شور و نشاط را میشد 

تو چهره مردم اصفهان بدون چشم مسلح دید!!! 

پست قبل نوشتم خوشحالم که سفربه اصفهانم مصادف شدبا زنده شدنِ 

زاینده رود..الانم که برگشتم میگم:خیلی خوشحال شدم از اینکه اولین  

بارش برف امسال را در نصف جهان شاهد بودم 

پ.ن(2)تموم اینا را گفتم تا دوستان نیان بگن: 

اینا به کنار " خودتون چکار کردید؟!

برای ما کماکان  نَفس ِ ورزش مُهمه ولاغیر !!. 

ولی ابر و باد و مه و خورشید هم بی ربط نبود هاااا 

تازه...داور را هم که اصفهانی ها سابقه دارن در خریدنش 

زمین هم که بخاطر خشکی ِسال قبل ِ زاینده رود ، کج بود مغرور

پس بنا به همین دلائل محکمه پسند ، این بار دنبال عکسهای 

هشتمین دوره از مسابقات بسکتبال با ویلچر جانبازان نگردید.!. 

مقام ششمی همونش مونده که مصاحبه رادیوتلویزیونی کنیم 

و عکس یادگاری هم بندازیم 

تا همه عالم و آدم با خبر بشن چه دسته گل های قشنگی! 

 انداختیم تو زاینده رود.  قهقهه 

 از تمامی دوستان عذر میخوام اگه خدمت نرسیدم.قول میدم از همین امشب  

بیام سراغ همگی و سلامی بکنم و تشکری و ولاغیر!! 

زنده باشید و سلامت..تا بعد..یاعلی مدد

+نوشته شده در دوشنبه 9 آذر 1388ساعت06:11توسط ♥قاصدک♥ | ♥نوازشی بیادگار♥ (39)