۴شنبه نوشت!:شرمنده تمام دوستان بلاگفایی
وبلاگهاتون باز نشد تا خدمت برسم.اولین فرصت جهت تشکر میام.!
قاصدک
قبل از سلام:
چون تو هر وبلاگی این شعر نوشته شده آقا ... اونو فیلتر کرده !!!
اگه تو خییییییلی دوست داری وبت فیلتر بشه
و از دست...راحت بشی؛این شعرو بنویس تو وبت !![]()
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چوغرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شمانیزبگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
این نوبت ازکسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمّـل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
ای تو؛رمه سپرده به چوپان گرگ طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
« سیف فرغانی »
دیدی که گذاشتم تو وبم!
مارا ز سر بریده میترسانی؟؟
گر از سربریده میترسیدیم...در حلقهء عاشقان نمی رقصیدیم
البته چون طولانی بود نصفی شو حذف کردم!!
واما بعد:

طی ایّام گذشته چه بسیار دوستانیکه حذرم دادند از سیاسی نویسی!! ![]()
هرکدام از منظری خواستار دوری گزیدنم از سیاست بودند.
ضمن تشکر و عذرخواهی از همگی عزیزان ِبازدیدکننده
از اینکه این چندخط را بعنوان دلنوشته پذیرا هستید سپاسگزارم
عده ای ازجناح مقابل چون برخلاف خواست ومیل شون نوشتم همنوا با
دوستانی که محافظه کاربودند و نگران عافیتَم!
تیغ نظارت استصوابی!و
فیلترشدن را نشونم دادند!
دراین میان عده ای هم که
از وبلاگنویسی فقط توقّع حرفها و اشعارعشقولانه
داشتند،یا گرفتاری زندگی رابهانه کردند تا نظری نگذارند!
یا گفتند:بازم سیاسی؟!
به شخصه نظرات دوستان مخالف ازجناح رقیب؛
برایم خوشایندتر از کامنتهای دوستانیه که میان و نخونده میگن:
عزیزم! خوب بود
منم آپم منتظر حضور گـُلم هستم
همراه با سیصدتا :
بوس
قلب
تـُف
بغل.. ![]()
![]()
وقتی هم که برای تلافی به وبلاگشون میری میبینی هنوزم علیرغم
ماه محرّم مشغول اشک ریختن درغم یار جفاکارند
و یک عکس از قلبی تیرخورده گذاشتند و آرزو میکنن کاش
اون خائن و جفا پیشه برگرده! تا دمی کنارش باشند
و
سر بر شانهء اون بی وفا گذاشته و زار زار مثل بچه ها ونگ بزنند
و
اونم دستی برسرشون بکشه که این نهایت آرزوشونه!!![]()
اتفاقاً پس ازانتخابات ریاست جمهوری دلنوشته ای داشتم و در پی نوشتش؛
به کنایه چندتا پیامک یا اس ام اس عشقولانه آپ کردم!
و
گفتم: مملکت امن و امانه! و هیچ خلافی صورت نگرفته!! 
همگی باهم به سبک برره ایها بنوازیم:

عجیب اینکه در طی سه چهارروز آمار بازدیدهام رشد قابل توجهی داشت!
به حدّی که کامنتهای اون پست دراندک زمانی به بالای 100تا رسید!
همونطورکه بصورت پراکنده درپاسخ دوستان گفته ام:
نمیتونم نسبت به حوادث و وقایع پیرامون جامعه بی تفاوت باشم و
در وصف خط و خال ِلب یار و پیرهن گل منگولیش بنویسم و بگم:
ای کاش که پیرهنت بودم.!.یا وصله ی تنت بودم !
و یا در هنگامی که ناجوانمردانه انواع تهمتها و انگ ها نثارمون میشه
برم زیر بالکن خونه ء یار " مثل فیلمهای هندی،زیر بارون گیتار بدست گرفته
از همآغوشی یار جفاکار با رقیب؛آهنگی نواخته و شعری بسرایم!![]()
![]()
دوست عزیز؛
هیچ کسی رامجبور نمیکنم برای دلنوشته هام نظری جهت دلخوشیم بذاره
به هیچ کس هم تا بحال نگفتم چی بنویس و همین توقّع را از همهءعزیزان دارم.
یک کلام"..دوست عزیز ؛ من نمیتونم همیشه بگم:
بی تومهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
امّا میتونم بارها و بارها بگم:
تو به من سنگ زدی..من نرمیدم..نگسستم
تا بعد..یاعلی مدد
(پ.ن) : گم گشتهء کوی یار کجا رود..باز ؟؟!!.
آره..بازم شرمنده.
خب ویندوز عوض کردم![]()