سلام؛حقیقتش فکر نمیکردم نوشتن از خود و نقبی به خاطرات زدن میتونه مورد توجه بخشی
ازنسل سوم باشه ویا بهتر بگم مورد توجه نسل سومی هایی که اینجا همیشه لطف و حضور
دارند.بر آن شدم بخاطر اینکه پست قبلی و خاطرات تلخش را اگر فراموش نمیکنم ؛
لااقل بخاطر تغییرذائقه ء دوستان؛خاطره طنز گونه و واقعی دیگه ای را نقل کنم!
امید که کمافی السابق مورد اقبال و توجه تون واقع گردد
زمان: اول بهمن ۱۳۶۴
مکان:ترمینال مسافربری جنوب(خزانه فرح آباد) بخارایی فعلی!!
همیشه وقت رفتن به منطقه راضی نمیشدم کسی دنبالم بیاد و همون
دم درخونه خداحافظی میکردماما بار آخر؛خدا رحمت کنه جمیع اموات را؛
از پس برادرم بر نیومدم و برای بدرقه تا ترمینال همراهم اومد.
وقت خداحافظی بهش گفتم:اهل خونه و بخصوص مادرمون را آمادهء
شنیدن خبرهای ناگوار کن!! گفت: برو چرت نگو دم آخری!
گفتم: ازمن گفتن بود! غیبگو هم نیستم اما اوضاع منطقه و بروبیا های
غیرعادی نشون از این میده که عملیاتی بزرگ در راهه و مطمئنم که این
تو بمیری از اوناش نیست و محاله سالم برگردمحالا تو فکر کن دارم
خودمو لوس میکنم!.اما از عمق نگاهش فهمیدم که حرفمو باورکرده؛
چون خودش هم حدود دوسال درمنطقه کردستان خدمت کرده و در واقع
در دوجبهه جنگیده بود هم با متجاوزین عراقی و هم با کردهای کوموله و
دمکرات که ازفرصت استفاده کرده و خواستار تجزیه ایران و ایجاد
کشوری بنام کردستان! بودند .
بگذریم..جملات آخرم را تعمدی وقتی گفتم که اتوبوس درحال حرکت بود!
چون میترسیدم بغضم را ببینه!.همیشه همینطور بودم.خب آدمیزاده دیگه!!
اصلاْ هم باکی ندارم بگم که روزاولی که رفتم منطقه جنگی باشنیدن صدای
انفجار توپ دشمن تموم سرتاپام به لرزه افتاد!.البته ترس ِذاتی نبود.!.
میشه گفت:اکتسابی بود چون بادیدن ترس دیگران میترسیدیم و با دیدن
چهره بشاش دوستان؛ حتی حاضر میشدیم داوطلب بشیم برای گشتی
شناسایی.!!. دردسرتون ندم ! رسیدم اهواز و از اونجا هم راهی آبادان؛
مقر استراحتگاه گردان شدم.اون روزآ هرکی از مرخصی برمیگشت با خودش
تعدادی مجله و بخصوص جدول میاورد تا درمواقع بیکاری وقتمون را باهاش پر
میکردیم.!این مجله ها سنگر به سنگر میگشت بصورتی که صاحب مجله
بعداز یک هفته؛دیگه نمیدونست کدوم سنگر را بگرده تا گیرش بیاره!!.
قرار هم این بودکه هیچ کسی حق نداره جدولها را با خودکار حل کنه!.
بارها شده بود که خودم یه جدول را سه چهاربار حل کرده و پاکش کرده
بودم!!. یه روز از سر بیکاری شروع کردم به خوندن مطلبی در مجلهء
دانستنیها که برام جالب بود: نوشته بودکه در آینده چون کره زمین جای
کافی گیر نمیاد (قریب به مضمون)لذا امریکاییها دارن رو پروژه ای کار میکنند
تا در کره مریخ گورستانی بسازند و امواتشون را انتقال بدن به اونجا!
پیش خودم گفتم:چه شود اون دوره و زمونه؟؟!!!
یه فاتحه اهل قبور برا مردم میلیونها دلار خرج برمیداره
روزها گذشت تا اینکه در منطقه آماده باش دادند و پس از چندین روز
عملیات افتخار آفرین والفجرهشت با پیروزی کامل به اتمام رسید.
قبل از عملیات؛گروهان رابه خط کردند و بعداز توجیه عملیات؛به همگی
کارتهایی دادندو گفتند:مشخصات کامل تون را بنویسید و همراهتون باشه؛
تا اگر شهید یا مجروح شدید؛ از این طریق بشه شناسایی تون کرد.!
یادش بخیر رفتم سراغ دوستی اصفهانی ام که داشت کارتش را
تکمیل میکرد.دقت کردم دیدم محل دفن را امامزاده ای نوشته بود
که الان اسمش یادم نیست!.ازش پرسیدم جریان این امامزاده چیه؟
گفت:روبروی خونه مونه و خیلی دوست دارم اگه شهید شدم اونجا
دفنم کنند.خدا رحمتش کنه.نمیدونم آخر اونجا دفن شد یانه؟!.
ولی شهید شدنش را به چشم خودم دیدم..
انشاالله بشرط بقای عمر بعدها درهمین رابطه مینویسم.
خلاصه!.هرکی هرجا را که دوست داشت؛از پیش برا خودش رزرو کرد
بچه ها گیر داده بودن به من که ؛تو مشخصات همه را خوندی!! خب کارت
خودت را بده ببینیم چی نوشتی؟!.ازاونجا که بین دوستان چیزی بنام
محرمانه وخصوصی وجود نداشت!کارتم را دادم بهشون بخونند!.
با خوندنش دیدم هرکی یه چیز نثارم کرد!!
همون دوست اصفهانی گفت: این دم آخری نمیخو ای جدی باشی؟!
گفتم:مگه شوخی دارم با کسی؟!.خب مطمئنم شهید نمیشم و فوقش
مجروح میشم.نمیدونم چرا هیچ وقت به این باور نرسیدم و یا اینکه سعادت
شهادت را نداشتم؟!!.بالاخره اینکه عملیات تموم شدو همونطورکه توپست
قبلی نوشتم در سحرگاه روز۴فروردین ۶۵مجروح شدم و بعداز چندین روز
اومدم اهواز و بعد بیمارستان امین اصفهان وبعد از تعطیلات نوروزی که به
خانواده خبر دادم ! به بیمارستان شهیدچمران تهران منتقل شدم
اون روزآ کار همه اهل خونه شده بود اینکه یه سربیان ملاقاتیم..بصورتیکه
یادمه برا بازی دوتیم فوتبال قرمز و آبی به همه گفتم:دکترممنوع الملاقاتم
کردهاونا هم باور نکردن.!.مجبور شدم روز بازی از تخت به هزار زحمت بلند
بشم و برم آسایشگاه دژبانی که زیرزمین بیمارستان بود و با خیال راحت
نشستم فوتبالمو دیدمو سرحال از برد سه هیچ قرمزها
اومدم بالا که دیدم مادرم کنار تختم منتظر نشسته!!!
۱۶ فروردین بودکه برادرم اومد ملاقاتی و دیدم با اخم و تخم!
نامه ای را انداخت رو تختم و گفت بیا.اینم وصیت نامه ت!!
خودم زودتر ازنامه رسیده بودم به مقصدنامه را که بازکردم
کارت شناسایی و تشخیص هویتم را دیدم که نوشته بود:
نام و نام خانوادگی: غزل قاصدک
ساکن: تهران..تهرانپارس..(بقیه شم گفتن نگید!!)
گروه خونی : A+ آ مثبت
یگان : گروهان ادوات ازگردان۱۷۱ تیپ ۳ لشگر۲۱ حمزه
درصورت شهادت محل دفن را مشخص کنید: کره مریخ
ضمن تشکر از دوست تنهایی ها.! از این شعر خوشم اومد گفتم به عنوان حسن ختام بذارم
نتوان گفت که این قافله با ایمانند خسته و خفته از این خیر جدا می ماند
این ره این نیست که از خاطره اش یاد کنی این سفر همره تاریخ بجا می ماند
دانه و دام در آن راه فراوان ؛ اما مرغ دل سیر ز هر دام؛ رها می ماند
می رسیم آخر و افسانه ی وا ماندن ماهمچو داغی بدل حادثه ها می ماند
بی صداتر ز سکوتیم ولی گاه خروشنعره ی ماست که در گوش شما می ماند
بروید ای دلتان نیمه که در شیوه ی مامرد باهر چه ستم ؛ هر چه بلا می ماند
زنده باشید و سلامت..تا بعد..یاعلی مدد.
زندانی کردن افراد مصلح و خادم تلاش برای حفظ قدرت است
جرس: جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی وقایع پس از انتخابات، با حضور در دفتر آیت الله بیات زنجانی با وی دیدار و گفتگو کردند.
آیت الله بیات زنجانی در این دیدار ضمن تفقد و دلجوئی از این خانواده ها، اظهار داشت: عزیزان شما، جزو پاک ترین و خالص ترین افراد جامعه اند.
وی تاکید کرد: به زندان رفتن نیروهائی همچون این برادران و خواهران، سند حقانیت آنها ست و این عزیزان چوب صداقت و دلسوزی خود را می خورند.
با اشاره به این خانواده ها افزود: بنای تبریک گفتن به شما را در این شرایط ندارم ولی باید بودن در چنین خانواده هائی را یک غنیمت برشمرده و بدانید که عزیزان شما جزو ابرار امت اند چراکه این عمل آنها بعضاً ناشی از قیام آنها به اصلاح امور، نهی از منکر و تلاش آنها برای بهسازی وضعیت جامعه بوده است.
وی ادامه داد : به زندان رفتن عزیزانتان نباید برای شما باعث ناامیدی باشد و زمانیکه مشکلات اینچنینی را درک می کنید، به یاد زندانی شدن امام موسی بن جعفر(ع) بیافتید. آیا امام(ع) جرمی مرتکب شده بود؟ باید به یاد زندانی شدن یوسف پیامبر(ع) بیافتید. آیا آن حضرت جرمی به جز صداقت و پاکی داشت؟ به یاد زندانی شدن بزرگانی بیافتید که در طول تاریخ امثال آنها کم نیستند.
به گزارش تحول سبز، آیت الله بیات زنجانی در ادامه تاکید کرد: من از آقایان تعجب می کنم که آیا از سرانجام حکومت هائی که در طول تاریخ آمده و رفته اند، عبرت نمی گیرند؟ چرا باید تجربیات گذشتگان را مورد بی توجهی قرار دهند و همان اعمال غلط را مجدداً در قبال بهترین های مردم مرتکب شوند.
وی تصریح کرد: این را بدانید که تلاش برای حفظ قدرت به هر وسیله ای، متضمن همین برخوردهائی است که با امثال شما می شود.
آیت الله العظمی بیات زنجانی در پایان خاطر نشان کرد : شما مظلومید و دعای مظلوم مستجاب می شود. بنابراین از شما می خواهم برای همه دعا کنید و بدانید که این اتفاقات نتیجه ای به جز عزت و سربلندی شما و عزیزانتان نخواهد داشت.
در ابتدای این دیدار جمعی از اعضای این خانواده ها، آخرین وضعیت عزیزان دربند خود را به اطلاع آیت الله بیات زنجانی رساندند.
سلام قاصدک عزیز
اول فکر نکنید که تمام فاصله زمانی بین دو کامنت ....مشغول خوردن ناهار بودم.کلی کارهای متفرقه انجام دادم.از جمله غذا دادن به یکی از گربه هایم
دوم میخواهم از اخلاق حسنه شما تعریف کنم که بجز دوستان شناخته شده تان ..... دوستان ناشناسی دارید که ظاهرا به وبلاگتان علاقه مند هستند ..... مانند دوست سبز و دوست تنهایی ها و نبض شقایق
من هم همیشه اشعار و اخبار دوستان ناشناستان را میخوانم
در انتها به انتخاب دوست تنهایی ها و انتخاب شما بعنوان حسن ختام ... ارج می نهم.
برای همگی دوستان عزیزتان و شما آرزوی سلامتی ..... کامروایی و موفقیت دارم
در پناه حق
خوش بحال گربه تون که ناهار کیلکا میخوره و صبح هم شیر بدون سوبسید!!
شرمنده نکنید .اخلاق حسنه ای اگر بوده ازجانب دوستان بمن سرایت کرده . دوست تنهایی ها و نبض شقایق و البته دوست سبز از همون اول شرط کردند که زیرنویس نذارم زیر کامنتهاشون اما گاهی وقتها باید رسم ادب را بجا بیارم و نقض پیمان میکنم.!
خوشحالم که شعرارسالی دوست تنهایی ها مورد اقبال شما نیز واقع گردیده. .سبز باشید و برقرار.یاعلی مدد
نوشتن خاطراتت خیلی جالبه و کلا ایده قشنگیه
اما وقتی این خاطرات مربوط به جبهه و جنگ میشه ....رو طرز تفکر هر کسی یک اثر خاص می گذارد و برای ما که در اون شرایط زندگی کردیم و با هر آژیر قرمزی میرفتیم در جایی از خانه پناه میگرفتیم که مستحکم تر از بقیه جاها بود تا نسل سومی که خاطره ای ندارد بجز فیلم ها و یا کتابها اما خواندن و شنیدن خاطرات کسی که در جبهه حضور داشته ..... حتما برایشان بسیار با ارزش است.
بخصوص دانستن حقایق جنگ و ایثار دلیر مردانی که اکنون یا مجبور به سکوت هستند و یا در زندان و یا خانواده هایشان حتی از گرفتن مراسم یادبود برای همسران و پدرهایشان ممنوع میشوند و یا به همسران شهدا .... تهمت های فراوان زده میشود و یا فرزندان شهدا در خیابان برای ادامه مسیر پدرهایشان باید باتوم الکتریکی بخورند و یا در زندان شکنجه شوند و موارد دیگری که همه ما می دانیم مگر آنکه خودمان را به خواب زده باشیم.
ظاهرا خیلی پرحرفی کردم.من مثل شما نویسنده ی خوبی نیستم اما امیدوارم که توانسته باشم مکنونات قلبی ام را به دیگران بدرستی منتقل کرده باشم.
در پناه حق سبز باشید و سلامت
قاصدک عزیز
اینبار منو ببخش که نتوانستم از سلیقه ات در انتخاب شکلک های متنوع و طنز قشنگت و حتی گورستان امریکایی ها در مریخ تعریف بکنم.
من در وبلاگی نقشه بهشت زهرا و محل دفن ۵۰ شهید سبزمان را و محل دفن شهدای گمنام را قبل از آمدن به وبلاگت خواندم و نوشته ام متاثر از حقایق تلخ و ناگفته جامعه مان است.
انشاالله که خداوند به همه ما صبوری عطا نماید
آمین یا رب العالمین
اختیار دارین نظر لطف و توجه شما همیشه شامل حال من بوده
متاسفانه نمیدونم چی بگم.جز اینکه انشاالله مسببین ریختن خونهای بناحق ریخته هرچه زودتر رسوا گردند!
زنده باشی.یاعلی مدد
سلام آقا عمو
ممنونم از حضور سبزتون مثل همیشه لطف کردید
التماس دعا
اختیار دارین..محتاجیم به دعا..یاعلی مدد
سلام بر قاصدک عزیز
خدا قوت
باز هم ممنون که از خاطرات اون روزها می نویسید. حداقل برای فردی چون من تجدید خاطره است. همانطور که خودتان هم فرمودید نسل سوم تشنه ای اینجور خاطرات هستند. من که هر از گاهی حاطرات مجروحیتم را می نویسم کاملا به این امر واقف شده ام. بعضی از این عزیزان می گویند ما دقیقا نمی دانیم در ان روزهای جنگ و حادثه چه اتفاقاتی افتاده و با خواندن خاطرات شما خیلی از مسائل برایمان روشن می شود.
دوست بسیار عزیزم من هیچگاه مقابله به مثل نمی کنم. من تمام پستهای شما را دیر یا زود می خوانم اگر هم کامنت نگذاشتم ان را دلیل بر کم سوادیم بگذارید استاد. دوستتان دارم . شاد و سرفراز باشید.
دوست عزیز جانباز جناب کاووسی.شرمنده کردید آقاااا
بله..با توجه به حرفها و نقطه نظرات شما و چندنفر از دوستان راضی به نوشتن خاطره از خود شدم..
استاد؟؟؟؟؟!!!.خب یه دفعه بیا بزن زیر گوشمون دیگه!!.شرمنده نکنید لطفا..منم شما را دوست دارم..برقرارباشی و سلامت..یاعلی مدد
دعای توسل مردم اردکان در اعتراض به هتاکی به مزار آیت الله خاتمی
جمعی از مردم اردکان در اعتراض به هتک حرمت صورت گرفته به مزارآیت الله خاتمی امشب بعد از نماز مغرب و عشا مراسم دعای توسل برگزار خواهند کرد.
بنا به گزارشهای رسیده این مراسم بر مزار آیت الله خاتمی بینانگذار حوزه علمیه اردکان خواهد بود.
از سوی دیگر بانو سکینه ضیایی، همسر آیتالله سید روح الله خاتمی به تحصن خود در آرامگاه همسرخود پایان اد.
به گزارش «پارلماننیوز»، در پی هتک حرمت وقیحانه صورت گرفته نسبت به آرامگاه مرحوم آیتالله سیدروح الله خاتمی، همسر این الگوی اخلاق و ایمان پیش از ظهر دیروز اعلام کرد تا مشخص نشدن عوامل این حرکت زشت در آرامگاه خواهند ماند.
در پی این اقدام و نیز اطلاع مردم مومن و انقلابی اردکان و یزد از این اقدام و تماس و حضور برخی از خانوادههای شهدا، ایثارگران و مردم متدین بر سر مزار آیتالله خاتمی و پیگیریهای سریع مسئولان شهرستان اردکان که تا این لحظه منجر به دستگیری یک مظنون شده، محکومیت این حرکت از سوی مسئولین و اصرار مردم و برخی مسئولان نسبت به پایان تحصن، همسر آیتالله خاتمی مزار ایشان را به صورت موقت ترک کرد.
در پی اهانت به علما، مراجع ، بیت امام، شهیدان و دلسوزان انقلاب اسلامی، اهانت به مزار علما و شهیدان در " دولت احمدی نژاد" امر تازه ای نیست.
اتهامات سنگین برای مهدیه گلرو، فعال دانشجویی
پانزده فروردین ماه، بدون اعلام قبلی و حضور وکیل، دادگاه مهدیه گلرو در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به قضاوت قاضی پیر عباس تشکیل شد.
به گزارش خبرنگار رهانا، اتهامات مهدیه گلرو تبلیغ علیه نظام، تجمع و تبانی و همکاری با منافقین اعلام شده است. این اتهامات در حالی مطرح می شود که مهدیه گلرو همواره اعلام کرده که هیچگونه ارتباطی با منافقین ندارد و اصرار وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب برای وصل وی به این گروهک توجیهی ندارد
وحید لعلی پور، همسر مهدیه گلرو اظهار داشت: «وی در دفاع از اتهامات دیگر نیز اعلام کرده که مصاحبه اش با تلوزیون و رادیوهای خارجی به دلیل نبود هیچگونه تریبون برای کسانی است که حقشان در حال تضییع است. و در ادامه در ارتباط با اتهام تجمع و تبانی، در دفاع از تجمعات شورای حق تحصیل اعلام کرده که این تجمعات صنفی و در راستای احقاق حقوق مسلم مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی است که آن چیزی نیست جز حق تحصیل برای همه مردم ایران، که نقض این قانون توسط دولت و عدم توجه مراجع ذی ربط به این مشکل بوده است.»
لعلی پور عنوان داشت: «در پایان جلسه، قاضی پیرعباس در حضور همسرم با دادستان تهران تماس حاصل کرد و ایشان با تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه مخالفت کرد و اعلام کرد که نتیجه دادگاه تا ۱۰ روز دیگر به صورت حکم به همسرم ابلاغ خواهد شد.»
همسر این دانشجوی زندانی محروم از تحصیل گفت: «نکته قابل تامل در دادگاه امروز برخورد زشت منشی دادگاه با خانواده بود که با داشتن برگه ورود اعلام کرده که حضور خانواده برای پیگیری پرونده غیر قانونی است و حاضر به امضای برگه خروج نشده و آنها را به حراست فیزیکی دادگاه انقلاب ارجاع داد. در ضمن به من هم اصلا اجازه ورود به شعبه را ندادند.»
مهدیه گلرو فعال دانشجویی و از اعضای شورای دفاع از حق تحصیل، از تاریخ ۱۲ آبان ماه بازداشت شده و در زندان اوین به سرمی برد.
وضعیت بسیار وخیم سردبیر سایت سحام نیوز به علت شکنجه و اعتصاب غذا
رهانا - با گذشت حدود ۸ ماه از افشاگری مهدی کروبی پیرامونِ شکنجه و آزارهای جنسیِ بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات در بازداشتگاه کهریزک و متعاقبا بازداشتِ سردبیر سایت متعلق به کروبی بدلیل جمع آوری اسناد و مدارک مربوط به جنایاتِ آن بازداشتگاه، آخرین گزارش ها از وضعیت بسیار وخیم این روزنامه نگارِ دربند و زمینه چینی عوامل حکومت برای تخریب مهدی کروبی، از طریق پخش مصاحبه های تلویزیونی حکایت می کنند.
اوایل مرداد ماه سال گذشته و پس از شهادت چندین تن از معترضینِ به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در بازداشتگاهِ مخوفِ کهریزک و گزارش های مختلف دیگر، مهدی کروبی طی نامه ای به هاشمی رفسنجانی، با تکیه بر اسناد و مدارک متقن، پرده از جنایت رخ داده در آن بازداشتگاه برداشت و نسبت به تجاوز جنسی و آزار و اذیت زندانیان سیاسی در برخی بازداشتگاهها- بویژه بازداشتگاه کهریزک- به شدت اعتراض نمود و خواستار رسیدگی هرچه سریعتر مقامات نظام شد.
از همان زمان کروبی و خانواده او، هدف آماج حملات گروههای لباس شخصی و جریان حاکم قرار گرفت، بطوریکه دفتر حزب متعلق به وی (اعتمادملی) توسط حکومت پلمب، دفتر شخصی و روزنامه اش توقیف و بسیاری از نزدیکانش بازداشت و روانه زندان شدند.
با اینکه کروبی با ارائه اسناد مختلف و قوی، ادعای خود را ثابت کرد و حتی در پاسخ به برخی رسانه ها و افراد، خواستار دراختیار قرار دادن تریبونی آزاد در جهت ثابت نمودن ادعای خود بود، اما هیچ گاه به وی اجازه دفاع از ادعایش داده نشد و ارائه همین مدارک و اسناد بود که باعث تعطیلی بازداشتگاه کهریزک شد و ماجرا به مجلس کشید و نقش سعید مرتضوی در این جنایات افشا شد.
....... ادامه
گزارش سحام نیوز همچنین خاطرنشان می سازد محمد داوری سردبیر این سایت نیز، از جمله کسانی بود که وی را به بهانه جمع آوری و تهیه مدارک مربوط به تجاوزات جنسی در کهریزک، ۷ ماه پیش دستگیر کردند و نامبرده از آن تاریخ تا کنون زیر سخت ترین شکنجه ها و فشارها قرار گرفت. این گزارش خاطرنشان می سازد داوری طی این مدت، هر ۳ماه یکبار تنها با مادر خود ملاقاتی کوتاه داشته و از هرگونه مرخصی و دیدار با اعضای خانواده خود محروم می باشد.
سحام نیوز به نقل از منابع آگاه و مطلع افشا کرد “جریان حاکم با اعمال این فشارها بر محمد داوری قصد دارد تا وی در یک مصاحبه خبری و جنجالی صحت گفته های مهدی کروبی در خصوص تجاوزات جنسی را زیر سوال ببرد.”
گزارش مذکور شرایط جسمی و روحی محمد داوری را در شرایط فعلی “بسیار وخیم” اعلام کرده و خاطرنشان ساخته است “وی پیش از این، در بند عمومی بوده اما به دلیل اعتراض به وضعیت بلاتکلیفیِ خود در گفت و گو با معاون وزیر اطلاعات که چندی پیش از بند ایشان دیدار داشت، بلافاصله به سلول انفرادی منتقل شده که وی برای دومین مرتبه اقدام به اعتصاب غذا کرد و در حال حاضر هیچ گونه اطلاعی از وضعیت جسمی و روحی او در دست نیست.
سلام قاصدک عزیز
باید خدمتت عرض کنم
من و برادرم حسن شیردل دفتر محقری داریم و شغلمون نویسندگی هست و با حوزه هنری و کنگره سرداران مشغول کار هستیم لیست کتاب هایی که نوشتم همه شون در زمینه ی دفاع مقدس هست و خاطرات رزمنده هاست که در غالب داستان نوشتیم.
به غیر از کتاب آخری که مجموعه ی غزلیات آزاد خودمه و ...
برای همین آدرس خواستم .
در هر صورت آشنایی با شما دوست عزیز برام مهمه و ارزشمند .
هر جور خودتون صلاح می دونید
یا حق
بسیار خوشوقتم از آشنایی با شما که این همه قلم زیبایی داری.
باعث افتخاره..چشم..میام و آدرس میدم خدمتتون.
شرمنده کردی..یاعلی مدد
اسیرانیم و با خوف و رجا درگیر، اما باز
درین خوف و رجا من دل به جای دیگری دارم
درین شهر ِ پر از جنجال و غوغایی ، از آن شادم
که با خیل ِ غمش خلوتسرای دیگری دارم
پسندم مرغ ِ حق را ، لیک با حقگویی و عزلت
من اندر انزوای خود ، نوای دیگری دارم
شنیدم ماجرای هر کسی ، نازم به عشق خود
که شیرین تر ز هر کس ، ماجرای دیگری دارم
اگر روزم پریشان شد ، فدای تاری از زلفش
که هر شب با خیالش خوابهای دیگری دارم
من این زندان به جرم ِ مرد بودن می کشم، ای عشق
خطا نسلم اگر جز این خطای دیگری دارم
اگر چه زندگی در این خراب آباد زندان است-
- و من هر لحظه در خود تنگنای دیگری دارم
سزایم نیست این زندان و حرمانهای بعد از آن
جهان گر عشق دریابد، جزای دیگری دارم
خدایا شانه های صبورت را بمن بده که زمین ، طاقت بغض هایم را ندارد.
به روزم و منتظر حضور سبزتان
[گل]
اومدم برا عرض ادب اما برای مطالعه کامل آپتون بعدا خدمت میرسم
الان فقط مروری اجمالی داشتم(سر صبحی و ادبیاتی؟؟!!!)
صبح آدینه تون بخیر.یاعلی مدد
سلااااااااااام عرض کردیم خدمت پدر قاصدکی
خوبین؟ خوشین؟ اینجانب هم سالم هستیم 
ولی شکلکای باحالی گذاشتین. مخصوصا اون شکلکه که قسمت رسیدن وصیت نامه بعد از خودتون کذاشته بودین 


عجب خاطراتی
نه مث اینکه حس شوخ طبعی شما تو بدترین شرایط هم باهاتون بوده
خوب خدا رحمت کنه دوست شهیدتونو. گرچه که شهیدا از قبل رحمت شده هستنو جاشون تو بهشته


ولی میگم اگه کره مریخو واسه جمیع اموات آماده میکردن چی میشدا. ولی من یادم باشه بگم منو تو کره ماه دفن کنن آخه اونجا از مریخ به زمین نزدیکتره خانواده کمتر به زحمت می افتن
این شعره خیلی قشنگ بید
وقت کردین یه سر بزنین 
راستی منم آپ کردم
خوش بگذره روز جمعه
ستایش خانوم..ممنون ولی باور کن بیش از یک ساعت هم گذشت اما کامنت دونیت برام فقط یکبار باز شد! الانم نمیدونم اون کامنت اولم رسید دستت یانه!!.امشب نمیدونم اینترنت چه مرگش شده!!
حتی میبینی که اینجا هم تونستم فقط یک کامنتت را جواب بنویسم!!
بعدا میام سراغت..ممنون از تموم توجه و لطفت
غزل قاصدکم سلام عقابم سلام
اینروزها کم پیدا شدی عقاب را در حال صید گل نمی بینم همش شدی قاصدک
به هر حال من و عشقعلی منتظر دیدنت سال نو مبارک سالروز شهید شدنت در ایام فررودین نوش جانت
به به.حاج علی آقای عزیز..
آقا من گفتم با اون انتقاداتی که کردم دیگه اینورا نمیایْ!!!
آخه خیلی وقته ندیدمت..
باشگاه هم بخاطر شرایطی خاص دست به مبارزه منفی! زدم و مدتی نیومدم! البته بیشترشم بخاطر ایام عید بود.
چشم..فردا خدمت میرسم./
ای کبوتر..نگران باش که شاهین بره کنار..عقاب آمد.!!!
عشقعلی هم که این روزآ همش داره با مسیج سران فتنه را ازصحنه به در میکنه!!!!
زنده باشید..سال نو هم مبارک.یاعلی مدد
سلام عمو جان...خوبین؟؟؟
با کمال افتخار به قاصدک ادینه ها رفتم واونجا کامنت گذاشتم...انشالله قابل باشم...
ممنون از انتخابهای قشنگتون....
سالم وشاد باشین...
یاحق
سلام بر قاصدک عزیز


اول معذرت بخاطر کامنت قبلی(فقط محض حرص دادن بود آخه میدونم از کامنتای اینجوری خوشتون نمیاد)
خداییش خاطرات جالبی از اون روزها داشتید
هرچند خیلی همیشه دوست داشتم که کاش اون روزا هم بودم اما خب انگار قسمت نبوده
در هر حال ممنونم که همیشه کامنتهای کامل و پر محتوایی از شما میبینم
سپاس از حضور همیشه سبزتون
سلام
نمی دونم چی بگم قاصدک عزیزjavascript:void(0);
فقط اینکه دو پست قبلیتونو که خوندم(نوروز 65)! فقط اشک ریختمjavascript:void(0);
نمی دونم اگه شماها نبودین الان ما چجوری می تونستیم اینقدر با آرامش زندگی کنیمjavascript:void(0);
گرچه قدر همین آرامش هم نمی دونیمjavascript:void(0);
سلامت باشینjavascript:void(0);
تشکر از لطفتون..اما منکه اون پست را کلی سعی کردم با طنز بگم و ناراحت نکنم کسی را.!!.تشکر مجدد دارم از حضور و قدرشناسیتون.
زنده باشی..خدمت میرسم..یاعلی مدد
سخنگوى کانون صنفى معلمان، به اعتصاب غذاى نامحدود دست زده است.
تشدید فشار بر زندانیان سیاسی, انفرادی های طولانی, نامناسبت بودن شرایط زیستی زندان, آلودگی آب, عدم دسترسی به درمان و پزشک و بیمارستان برای زندانیانی که به بیماری های حاد دچار می شوند در کنار بازجویی مداوم, تهدید خانواده ها, مخالفت با اجرای وثیقه ها و مرخصی زندانیان سیاسی, بلاتکیف رها کردن زندانیان و مجازات از طریق انتقال زندانی به سلول انفرادی در صورت اعتراض به بلاتکلیفی و سرانجام محاکمه در دادگاههای چند دقیقه ای و سرپایی و صدور احکام ظالمانه و وحشیانه برای زندانیان سیاسی, به افزایش موارد اعتصاب غذا در زندان ها انجامیده است.
بیش از یک هفته است که بهروز جاوید تهرانی به همراه, رضا جلالی، حسین کرمی و محمد رضائی در سلوهای انفرادی دست به اعتصاب غذا زده اند، اعتصاب غذای رسول بداقی از فعالین حقوق بشری می گذرد و امروز خبر رسیده است که از دو روز پیش محمود بهشتى لنگرودی، سخنگوى کانون صنفى معلمان، به اعتصاب غذاى نامحدود دست زده است. این اعتصاب غذا در اعتراض به شرایط ناگوار معلمان دربند منجمله رسول بداقی، محمد داورى و هاشم خواستار صورت گرفته است.
تمدید مرخصی مشروط شد؛ تائید کنید، تکذیب کنید
بازجویان با تماس های مکرر، تعدادی از زندانیان را برای مصاحبه جهت تایید و صحت دادگاهها تحت فشار قرار داده اند.
در حالی که هنوز دیدارهای نوروزی احزاب و گروههای سیاسی با زندانیان سیاسی ادامه دارد، بازجویان تعدادی از زندانیان را برای مصاحبه بر علیه موسوی و کروبی تحت فشار قرار داده اند.
در این تماس های مکرر از آنان خواسته شده ضمن تایید نتایج انتخابات، صحت دادگاهها و عدم فشار به زندانیان در زندان ها را تایید نمایند.
این فشارها در حالی است که بسیاری از آزادگان جنبش سبز موظفند هر چند روز برای تمدید دوره مرخصی اقدام نمایند.
بازجویان طی تماس های مکرر با برخی از افراد تنها شرط تمدید مرخصی افراد را مصاحبه و نقد جنبش سبز و اعلام برائت از رهبران آن اعلام نموده اند.
بنا به گزارشات رسیده این فشارها بر افرادی که تحت فشارهای دوران بازداشت مجبور به اعتراف شده اند شدت بیشتری دارد. این در حالی است که طی مدت اخیر برخی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات که در نمایش های تلویزیونی نیز مجبور به اعتراف شده بودند طی مصاحبه های به تکرار اعترافات گذشته پرداخته اند.
گفتنی است بر اساس شواهد موجود این مصاحبه های اجباری حتی برای حامیان افراطی دولت نیز دیگر جاذبه ندارد و معلوم نیست این افراد با اصرار بر تکرار چند باره اشتباهات خود چه هدفی را بجز ناآرامی و ایجاد تنش در جامعه دنبال می کنند.
سایت "ندای آزادی" متن سخنان مهم میرحسین موسوی در دیدار با فراکسیون مجاهدین انقلاب اسلامی در مجلس ششم را بصورت اختصاصی منتشر کرد. دراین دیدار موسوی گفت:
اصلی ترین عامل که باعث تثبیت و حفظ نظام بود، یعنی اعتماد مردم به حاکمیت از بین رفته است. برخورد عجیب اخیر با مردمی که برای حفظ محیط زیست دریاچه ارومیه رفته بودند نیز نشانه دیگری است از همین روند. یا پادگانی کردن بهشت زهرا در روز 12 فروردین یا ... و آیا همه مسائل را با امنیتی و پادگانی کردن می توان حل کرد؟
پایه هر تغییری در جامعه تولد یک ایده است و این ایده تغییر در جامعه ما متولد شده و میل به باز بینی همه گیر شده است. باید به مردم هشدار داد که منافع عده ای در برخی نهاد ها نمی گذارد که اینها به آسانی تسلیم خواسته های جنبش و ملت شوند.
طرح هدفمند شدن یارانه که توسط رئیس دولت مطرح شده، دراجرای آن دعواهای جاری بوجود آمده مسئله اصلی دولت اجازه گرفتن برای هزینه میلیارد تومانی برای جلب و خرید رای است و لاغیر! کم هزینه ترین راه در اداره کشور آزادی فعالیت تشکل ها، رسانه ها ، نهادهای صنفی و مدنی و...است و نه تقابل و مقابله با آنها .
جنبش سبز باید با همه قشرهای اجتماعی پیوند خورده و مسائل آنها را مطرح کند. از کارگران تا معلمان. اگر فکر کنند با ادامه نگاه و بینش امنیتی و نظامی مسائل و مشکلات کشور حل می شود اشتباه بزرگی می کنند.
ما باید بایستیم تا مسائل و مشکلات حل شود. مردم در این مدت هزینه سنگینی پرداخته اند و چون آرمان بلند و درستی دارند به این هزینه دادن عادت کرده اند. الان شما می بینید زندانی ها قهرمان مردم شده اند و چه استقبالی از آنها می شود و این نشانه بی اثری اینگونه کارها در مقابله با جنبش و خواست مردم است. راه حل درست بازگشت به قانون اساسی و اجرای تام و تمام آن است.
سلام...



منم بیخوابی به سر زدم هر کاری کردم نتونستم بخوابم واسه همین اومدم نت!!!!!!!!
میترسم این نتم از دستمون فرار بکنه!
شب و روزتون بخیر
من بیدار بودم اما نمیتونم جایی برم حتی مدیریت وبم هم باز بسختی میشه.از همینجا از تمام دوستان و بخصوص ستاره خانوم و شاپرگ عزیز و خانوم معلم گرامی و چندتا دیگه که قول داده بودم سربزنم عذر میخوام..انشاالله بشرط حیات و برقراری ارتباط! فردا خدمتتون میرسم.
سلام عمو جون...صبحتون بخیر...خوبین؟؟؟
دیروز با همسرم خاطراتتون رو میخوندیم....خیلی از شما ونوشته هاتون خوشش اومد...دائی خدابیامرزش تو عملیات فاو بوده سال شصت ونج....ولی راننده بوده......
البته سه سالی جبهه بوده....
سه سال پیش دائیشون به رحمت خدارفت....
خدا همه ی رفتگان وبیامرزه...خیلی باحال وسر زنده بود....
امیدوارم سالم وسشاد وموفق باشین...
سلام رفیق :[چشمک]
شروو پیشگو شد : ((گاو به زایمان رفته بود (( پیشگوئی کواکب )) 1389 [نیشخند]
بدو تا تموم نشده [زبان][گل]
سلام بابایی. خوبی؟ اول از همه اجازه؟ سال نو مبارک
خب چی کار کنم الان بعد یک ماه تونستم با خودم کنار بیام و بیام پای نت. گفتم به خانواده سر بزنم. که بی معرفتیم زیاد اوت نکنه.
راستی بابایی اینجا بیشتر شبیه دفتر خاطرات شده ها
سلام آقای قاصدک!
ممنون از کامنتتون/بله من از وب دلتنگی شروو لینکتون رو دیدم به طور اتفاقی مطلبتونو خوندم! حقیقتش بعضی اوقات خیلی از صحبت هایی که واقعی هستند و با طنز بیان میشن می تونن اشک رو به چشم آدم بیارن و حرف های شما هم ....
کاش همه ی ما جوون ها بتونیم این چیزهارو درک کنیم و خیلی راحت ازش رد نشیم و بفمیم شما و امثال شما چه کردین واسمون!
مرسی
سلام قاصدک عزیز
من آپم و منتظر نظر ارزشمند شما.
آپم مال همین امروزه!!! باور کنید!!!
دوباره تشریف بیارین!!!!
Salam khanoom fizik e aziz
sharmande..mesle inke ajool budam o shoma aval khabar dadid baad ap kardid!!
Besyar jaleb bud o khandani o pand amuz..baadan baz miam chon dige har kar kardam in kament ersal nashod
mamnun az hozuretun.khosh bashid.ta baad ya ali madad
سلام خان عمو
انشاالله همیشه سلامت باشید
منم برای سر زدن های فردا توی لیست بگذارید با عرض شرمندگی لطفا ممنون می شم مطالبم را بخوانید
التماس دعا
توی لیست
به روزم...
منتظرتونم...[گل]
چشم خدمت میرسم..
مطالب اخیر
» نخوداب
» تفاوت اسلام امام خمینی با اسلام فرقه ضاله مصباحیه
» شیوه های بارداری وزایمان نوشته عاطفه لینک 2-04زیتون
» سکس درمانی اختلالات عصبی
» ادب طاهره خانم دررودی
» تغذیه درمانی سرگیجه وبیماری های مقعد
» مردی که انگشت درآورد
» عشق درلک لک ها
» میرحسین موسوی:
» افشای دروغ های فرقه ضاله مصباحیه توسط سیدبن روح الله
تشکر از حضورتون..فرصت شد سعی میکنم بیام.
در ضمن مطالب من هم ارزش نگاهی گذرا را فکر کنم داشته باشه!
سلام وصبحتون بخیر...خوبین؟؟
ممنون از حضور گرمتون...
خوشحال شدم...
موفق باشین...وهمیشه سرحال وشاد...
اختیار دارین. وظیفه بود ولاغیر.!
زنده و سلامت باشی.تابعد.یاعلی مدد
سلام بر قاصدک عزیز
خیلی جالب بود٬ هم خندیدم و هم خاطرات مشابه تداعی شد.
از پاسخی هم که به یکی از دوستان داده بودی ممنونم...ما همیشه با صدای رسا اعلام کرده و میکنیم که هزار بار دیگر هم اگر جنگ تکرار شود با تمام قوا در میدان هستیم و این هیچ ارتباطی با اینکه در جامعه چه میگذرد...حق ما را داده اند یاخیر... مسئولین چه میکنندو...ندارد٬ بچه های جنگ به عشق اسلام و امام(ره) و ایران در دفاع مقدس شرکت کردند و این ربطی به هیچ چیز و هیچ کس دیگر ندارد.
یا علی
دوست عزیزجانباز حاج داود حیدری عزیز(نگی چرا اسم منو کامل میذاری اما خودت قاصدکی؟!!)چون شما از اولش با چراغ روشن حرکت کردی تو این مجازستان!!
خوشحالم که مورد توجه و اقبالت واقع شده.
بله.جنگ یا دفاع مقدس مردمی بود و عاری ازهرگونه تعلق مطلقی به هرجناح و دسته.!.
لازم به تکرارهم نیست که مطمئناْ تا اونجایی که من تودوستان جانباز دیدم هیچکدوم از کرده خود علیرغم نامهربانی های موجود پشیمان نیستند.
سلامت و برقرار باشی..یاعلی مدد
سلام. خوبین؟

ممنون اومدین. بیل!کامنتاتونو خوندم
خوش باشین
بیل؟؟؟!!!!!..لطف کردید که خوندید.
باورکن خیلی سختی کشیدم برا اون کامنتها از دست اون پرشین تون!!
..زنده باشی.یاعلی مدد
سلام قاصدک عزیز
اما با این آهنگی که گذاشتین اشک ما را در اوردین آآآ
این کامنتتون امروز اشتباهی حذف شد وچون متنش کوتاه بود ازطرفتون گذاشتمش تا نکنه فکرکنید عمدا حذف کردم.
چشم..الان اهنگ را عوض میکنم.اما:
از چندین و چند نفر! خواستم یا جواب ندادند یا گفتند نمیشه!!مجبورشدم
اینجا از همه تقاضا کنم هرکی بلده که چطوری میشه آهنگ وبلاگی را
بصورت مکرر بدون اینکه رفرش کنیم یا چیزی ؛ شنید لطف کنه و خب به
منم یاد بده دیگه.!!.صواب داره شایدم ثواب! کسی چه میدونه؟!!!
سلام سپاسگزارم ازمحبتتون
من وبلاگ هایی راکه نیازبه خوندنشان دارم ادرس رالینک میکنم اغلب لذابایدببخشیدکه خبرنکردم
مطلب راهم من خوندم
خاطرات خوبی است
مثبت است ونقدی نتوانستم بنویسم بران
گفتم که: کاش خبرمیدادید تا لینکتون میکردم و مثل دیشب که اومدم و دیدم اسمم را شرمنده نمیشدم.بازم ممنون از لطفتون.
همچنین تشکر از حسن توجه تون..یاعلی مدد
سلام جناب قاصدک عزیز
ما شاء ا.. در جوگیر شدن حرف ندارید
جوگیر؟؟؟!!!!!
اگه اینکه گفتم حالا که ناگهانی و بی خبر لینکم را حذف کردی و حتما
هم صلاح دونستی و من هم محبتت را با حذف متقابل جبران کردم؛
را بهش میگید جوگیر شدن.خب حرفی نیست.نظرهرکس محترمه!
اول سلام....

دوم صبح دوشنبه بهاریتون بخیر و ایشالله روز خوبی داشته باشید
سومم عمو نمیخاین آپ جدید بذارید؟؟؟؟؟
چهارمم اون ورا هم تشریف بیارید
پنجمش سه نقطه...
ششمشم.. سلامت وخوش باشید
اول .از ماسلام
دوم.روز شما هم بخیر
سوم:نمیخوای خاستن را درست تایپ کنی؟!.میدونم که سرلج افتادی!!
چهارم.اونورا هم اومدیم..!.وظیفه مون را نمیگفتید هم بلد بودیم!!
پنجم:نقطه چین مطلب فاطمه خانومه.کامنتش را اونجا باید بذاری!!!
گرچه منم از نقطه چین خوشم میاد.!.ششم: زنده باشی و سلامت
سلام..


گفتم بیام یه حالی پرسیده باشیم!ولاغیر!!!داره کامنت دونیتون میترکه نمیخواین اپ بکنید!
این نقطه چینا هم بد نیست وقتی حرفی واسه گفتن نداریم!
.....زنده باشید وسلامت
این بار دیگه حتی اگه کامنت دونی بترکه هم به این زودی آپ نمیکنم!!
خب هنوز یه هفته هم نشده.!..کلی فسفر سوزوندم.!!
تازشم..اولا آپم سرقتی نبوده ! در ضمنشم!.خب مگه من چیم کمتر از
اوناییه که توهرپستشون سیصدتا کامنت دارن؟!!!!
نقطه چین را هستم...میدونید که کلی کارم را راه میندازه!!!
خوش باشی..یاعلی مدد
دوباره سلام عامو قاصدک

ممنون بابت ارتقایی که پیدا کردم....
خیلی ذوقیدم ... هنوز این شکلیم
کامنت دونی وبلاگت کد ارسال نمیده..بعدا میام..خوش باشی
سلام خوبین؟؟..وظیفه ای نبوده وفقط محبتتون رو میرسونه...
بازم ممنون
خب در قبال محبت دوستان کمترین کار حضور در وبلاگ عزیزانه دیگه؟!!
منم ممنونم از لطف شما.سلامت و برقرار باشید.یاعلی مدد
سلام آقا قاصدکhttp://www.blogsky.com/images/smileys/023.gif
مرسی لطف دارین من واقعیت و حقیقت رو گفتم
ما جوون ها هم باید به نحو دیگه مثل درس خوندن و... جواب محبت های شما رو بدیم!http://www.blogsky.com/images/smileys/004.gif
!http://www.blogsky.com/images/smileys/004.gif
سلامت باشین و در پناه حق!http://www.blogsky.com/images/smileys/039.gif
اختیار دا رین..ممنون ولی چرا شکلکها را آدرسشونو گذاشتید؟!!!!
نکنه خواستید بگید هرکی میخواد ببینه چیه زحمت بکشه بره به آدرس تک تکشون؟؟!!!!..زنده باشی..قبول..شما درس بخون ما خوشحالتر میشیم..تا بعد..یاعلی مدد
سلام عمو قاصدک ...




چون من زیادی بیکارم این دختر مشرق زمین گرامی لطف کرده و یه سرگرمی برام گذاشته منم رفتم تو آدرس شکلکا
الان براتون ترجمه میکنم
اولیه سلام آقا قاصدک
رو بدیم
آخریم اینه
تشکر از بابت زحمت ترجمه ای که کشیدید!!!
برا رفع بیکاری بد نبودهاااااااا
در آسمان غم زده ای از غبارها
ازگیر و دار کشمکشی در حصار ها
سرباز خسته دل- نفسش گیر می کند
گویا گرفته راه گلویش فشارها
یک مشت بغض یخ زده در کولبار او
بردوش می کشد همه ی انتظارها
دل بسته بر نهایتی از عاشقانه ها
خط می کشد به روی همه افتخارها
اندوه و درد چهره ی او روزگار پست
سرباز کهنه ، خسته از این گیرو دار ها
پر می شود از آتش گلهای رازقی
دل می دهد به خاطِر خوش از بهار ها
با بیکران خاطره ها موج می شود
این عاشق شکستهِ دِلِ ماندگار ها
داغ جنون و لذت خمپاره های سرخ
دل می دهد به آیت آن اعتبار ها
آن جامه های سرخ و هیاهوی عاشقان
زیباترین حماسه از آن ذالفقار ها
تصویر می شود همه ایمان و قلب او
درحسرت کشیده از آن روزگار ها
حالا بیا و حسرت او را مرور کن
ای پادشاه خلوت این بی قرار ها
اینجا بهشت در پس تغییر می شود
گل می کند به باغ دلش انتظارها
تقدیم به پدرم و تمامی جانبازان راه دفاع از میهن
نگاه اجی سمانه شده چلنگر!!!



دیگه بابایی غمی نداره مترجم وردستش نشسته!!
ببخشید این قدر دیر بهدیر میام درس ها اجازه نمیدن شرمنده هااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
البته امیدوارم به خاطر این همه بی وفایی یادی از من در ذهنتون مونده باشه
من از مطلبتون خوشم اومد وصیت نامه ی فوق العاده ای بوداااااااااااااااااااااا اونم چی تو اون زمان هااااااااااااااااا
شعر قشنگی هم این آخر نوشته بودینها
راستی من آپوندم خوش حال می شم ببینید (البته با پوذش فراوان به علت درس ها بازم ممکنه بی وفا بشم)
تا بعد
اختیار دارین.میدونم درگیر درس هاتون هستید اماااااااااااااااااااا
ببخشیدهااااا روت میشه بگی هنوز تو ذهنتون هستم یانه؟؟!!!
مگه من کامنتهای تبریکی عید هم ندادم بهتون؟؟!!.
مگه قبلش هم چندین بار نیومدم وبت؟؟؟!!!
الانم اومدم اما نمیدونم چرا کامنت دونی وبت را باز میکنم مینویسه:
وبلاگی با این آدرس پیدا نشد!!!!!.وبلاگ باز شده اما کامنت دونی اینو میگه!!.جل الخالق..امان از این بلاگفای دم بریده که هرچی بگی ازش برمیاد!!!
شایدم اینقدر دیر سرمیزنید وبلاگتون را نیمه مصادره کردن.هاهاهاها
به هرحال.حرفهامو اینجا نوشتم ببینم حالا که بعدازمدتها اومدی سر میزنی جواب کامنتت را بخونی یانه؟!.
اگرهم درس د اری خب آپ نکن. شماکه از ماه رمضان تا حالا ننوشتی اینم روش!!!.
برات آرزوی سلامتی و موفقیت در امور زندگی و تحصیلاتت را دارم
شبت خوش..یاعلی مدد
سلام
چرا اپ نمی شید شما؟
عوضش من اپم!
تشریف بیارید خوشحال می شم!
یه چیز دیگه خوب شد که کامنت قبلی رو متوجه نشدید خدا رو شکر ! دیگه نپرسید ممنون می شم!
سلام عمو قاصدک ...
کاش این آمارگیرتون قفل کنه تا من از دست اطلاعات غلط و غلوطش راحت شم... بعدشم خودم میدونم با من سر لج افتاده....
خوب این روزا مد شمارش معکوس اومده منم
اومدم بشمارم۹۹