X
تبلیغات
رایتل
مارا ز سر بریده میترسانی؟!

۴شنبه نوشت!:شرمنده تمام دوستان بلاگفایی  

وبلاگهاتون باز نشد تا خدمت برسم.اولین فرصت جهت تشکر میام.!قاصدک 


 قبل از سلام: 

چون تو هر وبلاگی این شعر نوشته شده آقا ... اونو فیلتر کرده !!!
اگه تو خییییییلی دوست داری وبت فیلتر بشه 

و از دست...راحت بشی؛این شعرو بنویس تو وبت !تایید

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذردهم رونق زمان شما نیز بگذرد 

ای تیغتان چو نیزه برای ستم درازغزل قاصدکاین تیزی سنان شما نیز بگذرد 

چون داد عادلان به جهان در بقا نکردغزل قاصدکبیداد ظالمان شما نیز بگذرد 

در مملکت چوغرش شیران گذشت و رفتغزل قاصدکاین عوعو سگان شمانیزبگذرد   

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشتغزل قاصدکناچار کاروان شما نیز بگذرد 

این نوبت ازکسان به شما ناکسان رسیدغزل قاصدکنوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد  

بر تیر جورتان ز تحمّـل سپر کنیمتا سختی کمان شما نیز بگذرد 

ای تو؛رمه سپرده به چوپان گرگ طبعغزل قاصدکاین گرگی شبان شما نیز بگذرد 

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوستغزل قاصدکهم بر پیادگان شما نیز بگذرد 

« سیف فرغانی » 

دیدی که گذاشتم تو وبم! 

مارا ز سر بریده میترسانی؟؟ 

گر از  سربریده میترسیدیم...در حلقهء عاشقان نمی رقصیدیم

البته  چون طولانی بود نصفی شو حذف کردم!!شیطان خجالتواما بعد: 

 غزل قاصدک

 

ما را به تب گلوله‌ها بسپارید ...خاکسترمان را به خدا بسپارید...سخت است میان خاک و خون رقصیدن؟ این کار بزرگ را به ما بسپارید.

 

طی ایّام  گذشته چه بسیار دوستانیکه حذرم دادند از سیاسی نویسی!! تعجب

هرکدام از منظری خواستار دوری گزیدنم از سیاست بودند.چشمک  

ضمن تشکر و عذرخواهی از همگی عزیزان ِبازدیدکننده 

از اینکه این چندخط را بعنوان دلنوشته پذیرا هستید سپاسگزارم

عده ای ازجناح مقابل چون برخلاف خواست ومیل شون نوشتم همنوا با 

دوستانی که محافظه کاربودند و نگران عافیتَم!تیغ نظارت استصوابی!و 

فیلترشدن را نشونم دادند!نگراندراین میان عده ای هم که 

از وبلاگنویسی فقط توقّع حرفها و اشعارعشقولانه 

داشتند،یا گرفتاری زندگی رابهانه کردند تا نظری نگذارند! 

یا گفتند:بازم سیاسی؟!

به شخصه نظرات دوستان مخالف ازجناح رقیب؛ 

برایم خوشایندتر از کامنتهای دوستانیه که میان و نخونده میگن: 

عزیزم! خوب بوددروغگومنم آپم منتظر حضور گـُلم هستم

همراه با سیصدتا : ماچ بوس قلب قلب  گل  تـُف بغل بغل.. سبزتعجب

وقتی هم که برای تلافی به وبلاگشون میری میبینی هنوزم علیرغم 

ماه محرّم مشغول اشک ریختن درغم یار جفاکارند دلشکسته 

و یک عکس از قلبی تیرخورده گذاشتند و آرزو میکنن کاش 

اون خائن و جفا پیشه برگرده!  تا دمی کنارش باشندو  

سر بر شانهء اون بی وفا گذاشته و زار زار  مثل بچه ها ونگ بزنندو 

اونم دستی برسرشون بکشه که این نهایت آرزوشونه!!رویا 

اتفاقاً پس ازانتخابات ریاست جمهوری دلنوشته ای داشتم و در پی نوشتش؛ 

به کنایه چندتا پیامک یا اس ام اس عشقولانه آپ کردم!و 

گفتم: مملکت امن و امانه! و هیچ خلافی صورت نگرفته!! 

همگی باهم به سبک برره ایها بنوازیم: 

عجیب اینکه در طی سه چهارروز آمار بازدیدهام  رشد قابل توجهی داشت! 

به حدّی که کامنتهای اون پست دراندک زمانی به بالای 100تا رسید!عصبانی  

همونطورکه بصورت پراکنده درپاسخ دوستان گفته ام: 

نمیتونم نسبت به حوادث و وقایع پیرامون جامعه بی تفاوت باشم و 

در وصف خط و خال ِلب یار و پیرهن گل منگولیش بنویسم و بگم:

ای کاش که پیرهنت بودم.!.یا وصله ی تنت بودم !سبز 

و یا در هنگامی که ناجوانمردانه انواع تهمتها و انگ ها نثارمون میشه 

برم زیر بالکن خونه ء یار " مثل فیلمهای هندی،زیر بارون گیتار بدست گرفته  

از همآغوشی یار جفاکار با رقیب؛آهنگی نواخته و شعری بسرایم!اضطرابسبزنیشخند 

دوست عزیز؛

هیچ کسی رامجبور نمیکنم برای دلنوشته هام نظری جهت دلخوشیم بذاره 

به هیچ کس هم تا بحال نگفتم چی بنویس و همین توقّع را از همهءعزیزان دارم.

یک کلام"..دوست عزیز ؛ من نمیتونم همیشه بگم: 

بی تومهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم 

امّا میتونم بارها و بارها بگم: 

تو به من سنگ زدی..من نرمیدم..نگسستم 

تا بعد..یاعلی مددغزل قاصدک 

(پ.ن) : گم گشتهء کوی یار کجا رود..باز ؟؟!!. 

آره..بازم شرمنده.خب ویندوز عوض کردمچشمک

+نوشته شده در سه‌شنبه 15 دی 1388ساعت04:52توسط ♥قاصدک♥ | ♥نوازشی بیادگار♥ (68)